

















































اما بالاخره یکی از آنها اصل است و دیگری کار فتوشاپی و توجه داشت که نه موافقت و طرفداری از یک شخص یا جریان باید سبب سرپوش گذاشتن بر همه خطاهای اعتقادی و رفتاری او باشد و نه مخالفت با یک شخص یا جریان توجیهی برای دروغگویی، اتهام و جنجالسازی میباشد، چرا که هر دو خلاف ادب، اخلاق، شرع بوده و اهانت به شعور مخاطب و ظلم به آنهاست، چرا که مخاطب مردم هستند. آن هم مردمی محترم.
هر کس که کمترین آشنایی با عکاسی و نیز فتوشاپ داشته باشد، فوری و به وضوح پیمیبرد که یکی از این عکس دروغ و فتوشاپی است، چرا که عین یک دیگر هستند و محال است که چنین تطبیقی در سوژه اتفاق بیافتد. به نکات ذیل که فتوشاپی بودن را در تطبیق با عکس مرجع نشان میدهد دقت کنید:
الف - در عکس شماره یک احمدی نژاد با یکی از حضار که شاید از بستگان هوگو چاوز باشد همدردی میکند و در عکس شماره دو با مادر هوگو چاوز همدردی میکند.
ب – حال به خطاهای مشهود در مونتاژ و کار فتوشاپی دقت کنید:
ب/1- دست احمدی نژاد و به اصطلاح دست مادر چاوز، همان دست وی با مردی است که گفته میشود عموی چاوز است. استخوانبندی، رگهای بیرون زده، چگونگی قرار گرفتن انگشتان کنار یکدیگر، فاصله انگشتها و حتی مقداری که مقدار ناخن احمدی نژاد از دست او بیرون آمده، مقداری از انگشت شصت که در داخل دست وی قرار گرفته، کمتر از یک میلیمتر ساعت که از زیر آستین کت بیرون آمده و ... همه عین هم هست و محال است چنین اتفاقی در دو سوژه بیافتد.
ب/2 – اگر هر دو عکس روی هم منطق شود، معلوم میشود که حالت سر احمدینژاد، میزان خم شدن، با آن که مرد و زن هر دو هم قد نیستند و نحوهی قرار گرفتن روی صورتها یکی است.
ب/3 – حتی مقدار چین و چروک صورت ناشی از تأثر و حالت لب، خم ابرو و میزان بسته شدن چشم احمدینژاد در هر دو عکس عیناً یکی است.
ب/4 – به دگمه پیراهن شخصی که پشت هر دو نفر ایستاده نگاه کنید. دقیقاً میزان فاصلهاش با کت احمدینژاد یکی است. مگر میشود در حالی که افراد در حرکت هستند و دوربین نیز در حرکت و اصلاً ممکن است هر عکس را عکاس جداگانهای تهیه کرده باشد، یک نفر در دیدار با دو نفر به یک حالت و یک اندازه بایستند و نفر سوم پشت آنها نیز چنان فاصلهاش را حفظ کند که به رغم تفاوت زاویه دوربین، حتی یک میلیمتر هم فاصله دگمهی پیراهنش با کت یک نفر دیگر تغییر نکند؟! با پیچیدهترین برنامهریزیها پلیسی، امنیتی، تشریفاتی، عکاسی و ... نیز نمیتوان چنین شرایطی را ایجاد نمود.
ب/5 – اگر به کلاه خانمی که در گوشه سمت چپ عکس قرار دارد و فاصله آن و ... دقت شود، معلوم میشود نه تنها احمدی نژاد باید در یک حالت فیکس مثل مجسمه ایستاده باشد و افراد بیایند در همان حالت دست در دست او قرار داده و با او همدردی کنند تا این دو پُز عین هم درآیند، بلکه سایرن نیز باید منجمد شده باشد و هیچ حرکتی در این سالن نکرده باشد تا فاصلهها و تناسبها در هر دو عکس عین هم باشد.
ب/6 – محل برش عکس برای نزدیک نشان دادن عکس احمدینژاد با آن عموی چاوز و نیز دور نشان دادن عکس وی با به اصطلاح مادر چاوز به وضوح معین میکند که یک عکس بوده و دیگری فتوشاپی است.
ب/7 – جاعل فتوشاپی آن قدر عجله داشته که حتی نکرده ابروی عموی چاوز را که در عکس زیر دماغ احمدینژاد قرار گرفته خوب پاک کند و نیز میزان فاصله لبه یقهی پیراهن نفر پشت سر را کمی تغییر دهد.
خلاصه آن که به طور قطع یکی از دو عکس فتوشاپی است.
حجت الاسلام میرتاجالدینی مدعی است که هر چند خانواده چاوز شدیداً متأثر بودند و به خاطر اطلاع از دوستی چاوز به احمدینژاد و طبعاً علاقه خانوادگی نزدیک شدند، ولی قطعاً مصافحهای صورت نگرفته است.
در هر حال واقعیت هر چه که باشد، این دروغ فتوشاپی نه تنها کاری بسیار زشت و کثیف، بلکه کاری بسیار ناشیانه و البته ( چه یک ایرانی چنین خبطی انجام داده باشد و یا شیطنت خوارج باشد) توهین به شعور مخاطب بود و فقط برای همین مطلب را با ذکر موارد نوشتم.
منبع:نیک صالحی
