گالري عکس
جديدترين مطالب سايت


















































دیدنی و شنیدنی ها
وبگردی در اینترنت
دستاورد سفر احمدی نژاد به سازمان ملل
احمدی نژاد چه برد و چه آورد؟

روزنامه ابتکار:سیدعلی محقق در سرمقاله روزنامه ابتکار نوشت:
محمود احمدینژاد هفته گذشته و در هفتمین سال ریاستجمهوری خود، برای بار هفتم راهي نیویورک و اجلاس سالیانه سازمان ملل شد تا درست مانند هر هفت بار گذشته، مواضع تهران را در قبال مسائل جهانی از زاویه نگاه خاص و متفاوت خود برای رهبران جهان تکرار کند.
در همه سالهایي که گذشت، محمود احمدینژاد کموبیش چهره جنجالی درون و بیرون سالن اجلاس بود. او در درون سالن اجلاس بیش از هر چهره دیگری طرف توجه نور نورافکنها و متصديان نور و صدا و تصویر بود.
در بیرون سالن و حاشیههای اجلاس نیز فلاشها و لنز دوربینهای شبکههاي تلویزیونی، روزنامهها و خبرگزاریها یک لحظه او را تنها نمیگذاشتند و او مکرر از لزوم تغیير مدیریت جهانی، اصلاح ساختار سازمان ملل و شورای امنیت، افسانه هولوکاست، محو اسرائیل و ابهامات 11سپتامبر میگفت.
تجربه نشان داده که يکی از اصلیترین دستورکارهای احمدینژاد در جریان سفرهای نيویورک، استفاده حداکثری از تریبونهای متعدد این اجلاس برای ارائه جهانی و داخلي خود و تشریح دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران بوده است. در همه سالهای گذشته، نوع خاص ادبيات سیاسی رئیسجمهور و شیوه تهاجمی وی در برخورد با مسائل روز جهانی، باعث ميشد واکنشهای جهانی به این حضورها کاملاً متفاوت و متناقض باشد. تفسیرهایی که درباره نتایج اين سفرها در رسانههای بینالمللی منتشر میشد، همیشه یا کاملاً مثبت یا کاملاً منفي بود و کمتر پیش میآمد که یکی از سفرهای گذشته رئیس دولت خنثی و بدون بازتاب بوده باشد. در داخل کشور هم مطابق شاخصهاي داخلی و منطقهای مدنظر رئیسجمهور و طرفدارانش، سفرهای ششگانه او همیشه جادو کرده بود و به زعم هوادارانش، او سال به سال، چهرهتر از قبل، فاتحانه به کشور بازمیگشت.
اما اینبار همه متغيرهای پیش از اجلاس متفاوت از قبل بود و تنها چیزی که هیچ تغییري نداشت، محتوایی بود که رئیسجمهور با خود داشت. در یک سالی که گذشت، همه معادلات جهانی و منطقهای و حتي معادلات سیاسی در داخل کشور تغییر کرد و دغدغهها و واهمههای سران جهان و مطالبات مخاطبان چه در غرب، چه در منطقه و جهان عرب و چه در داخل کشور، دستخوش تحولات جدیدی شد. اما رئيسجمهور بیاعتنا به همه این تغییر و تحولات، همان حرفهای همیشگی را در همان بستهبندي تکراری، بهعنوان سوغات تهران، با خود به نیویورک برد.
او باز هم سخنانش را از تریبون سازمان ملل و زیر همان نورافکن معروف و در مقابل صندلیهای آبيرنگ اجلاس و نیز در مقابل لنز دوربینها و فلاشهای خبرنگاران رسانهها بیان کرد. اما انگار اینبار نه میکروفنها و نه نور نورافکنها و نه فلاش دوربینها رغبت گذشته را براي پیگیری نداشتند؛ چراکه اوضاع تازه حرفها و برنامههای تازه میطلبید. همه چه در سالن، چه در مقابل تلویزيونها و در مقابل دکههای روزنامهفروشی و صفحات اینترنتی رایانهها، حریصانه به دنبال موضع جدی و جديد ایران در قبال تحولات جهانی و منطقهای و تبیین ایده بیداري اسلامی ایران از زبان رئیسجمهور بودند؛ چیزی که کمترین سهم را در سخنان او داشت.
یکي از تحولات مهم اجلاس امسال، حضور پرسروصدای ابومازن، رئیس تشکیلات خودگردان، در نیویورک و ارائه درخواست پذیرش عضویت فلسطين و ایده تشکیل کشور فلسطین در مرزهای 1967 بود. میتوان ادعا کرد تقریباً همه کشورهای جهان حداقل موضعشان را در قبال اين درخواست، چه موافق، چه مخالف و چه ممتنع، از هفتهها قبل کاملاً شفاف تعیین کرده بودند و راهی امریکا شدند. اما موضع رئیسجمهور در قبال این مسئله مهم که در طول سه دهه گذشته همواره اصلیترين موضوع سیاست خارجی تهران بود، در زمان حضور در امریکا چندان واضح و شفاف و حداقل همسو با سیاستها و حمایتهای پیشين ایران از گروههای فلسطینی نبود. البته نگارنده در این یادداشت به دنبال بحث بر سر چرایي موافقت و یا مخالفت ایران با درخواست ابومازن نیست.
بیان رسمی موضع تهران در قبال بهار عربی و تحولات متأثر از انقلابهای خاورميانه در منطقه، دیگر موضوعی بود که جهانیان توقع داشتند از طریق رئیسجمهور در نیویورک بشنوند؛ موضعي که از آن در داخل بهعنوان بیداری اسلامی یاد میشود و درعمل در تقابل با ایده دموکراسی لائيک مورد نظر آنکارا و غرب قرار دارد. با توجه به برگزاری اجلاس بینالمللی بیداری اسلامی در تهران در هفتههای گذشته، شايد انتظار میرفت که آقای رئیسجمهور این موضع را برای رهبران دنیا و نیز رسانهها تبيین کند؛ اما به هر دلیلی این اتفاق نیفتاد تا نبود شفافیت در عرصه سیاست خارجي و بهطور مشخص در قبال مسائل روز منطقه، بیشازپیش خود را نشان دهد، بهگونهای که احمدینژاد برای اولینبار در عرصه رقابت دیپلماتيک برای چهره شدن از دیگر رقبای منطقهای خود، یعنی اردوغان و محمودعباس، عقب بیفتد.
دراينبین حاشیههای داخلی و اختلاف و انشعابهای ششماهه گذشته در دولت و جناح حاکم نیز در جریان سفر هفتم دست از سر رئيسجمهور برنداشت. در همه سالهای گذشته، رسانههای اصولگرا بهطور یکپارچه سفر نیویورک را تا حد حماسهای دیپلماتيک بازتاب میدادند؛ اما امسال چندان خبری از حماسهسازی داخلی از یک سفر خارجی نبود. تغیير بخشی از مواضع رئیسجمهور در ماههای گذشته و نیز همراهی چهرههای مورد انتقاد جناح اصولگرا با وی در اين سفر، بهتنهایی کافی بود تا حامیان رسانهای دیروز تقسیم کار کرده و حداقل نيمی از توان رسانهای این جریان مصروف حاشیههای منفی مربوط به همراهي چهرههای جنجالی گردد.
حساسیتها و انتقادها به همراهان احمدینژاد آنچنان بالا گرفت که برعکس هرساله که بازگشت احمدینژاد با استقبال حماسی طرفداران و رسانههای همسو مواجه ميشد، اینبار و در پایان سفر، مهمترین سوژه برای خبرنگاران منسوب به جریان منتقد دولت، نه اصل بازگشت رئیسجمهور و نه دستاوردهای اين سفر، که انتشار وسیع شایعه ماندن مشایی در امریکا بود.
با کنار هم قراردادن همه آنچه گفته شد و آنچه ناگفته ماند، میتوان این نوشته را اينگونه به پایان برد که در مقایسه با همه شش سال گذشته، سفر هفتم رئیسجمهور چیزی شبیه سفرهای خنثاي سران و مقامات دیگر کشورهای جهان، از ویتنام و فیلیپین و یونان گرفته تا نروژ و شيلی و چاد بود و باید منتظر ماند و دید آخرین سفر احمدینژاد به نیویورک در قامت رئيسجمهور چگونه خواهد بود و آیا در سال آینده رئیسجمهور اصلاً به چنین سفری خواهد رفت یا نه؟
منبع:ابتكار
موضوع مطلب: چهره ها و خبرها
تعداد بازديد اين مطلب: 1046 تاريخ ارسال: چهارشنبه 6 مهر 1390
